وقتي كه قلب سخت تو از سنگ مي شود
آيا منم كه چنين رستم از خويش تا زوال
آيا تويي كه مي بري مرا تا اوج اين خيال
هيچم اگر به چشم دل پيوسته خسته ات
پيدا نمي كني چو من اينگونه بسته ات!
**
وقتي كه قلب سخت تو از سنگ مي شود
آيا منم كه چنين رستم از خويش تا زوال
آيا تويي كه مي بري مرا تا اوج اين خيال
هيچم اگر به چشم دل پيوسته خسته ات
پيدا نمي كني چو من اينگونه بسته ات!
هنوز بی تو دل من عجیب بارانیست
هنوز یک تبسم کوتاه تو مرا کافیست
هنوز سهممم از نبودن تو
سکوت چلچله و اشک و.. آه بی تابیست
چه حس گنگ و غریبیست انزوای شبهایم
که گاه آسمان دلم تیره،گاه مهتابیست
تو از کدام رود کدام ابر زاده شدی
که آبی بیکرانه دریا ز وسعتت شاکیست
تو رو تنها نمیذارم گر چه تنها جا می مونم
اگر از آن من بود....
می شود گذشت وقتی...باید گذشت، مهم نیست
خیال تو مرا بسنده است
زلال اشکهایم گر چه ناچیز است،خرسندم که در هوای توست
و شادیم، که از لبخندهای معصومت در قاب تنگ خاطراتم نمیگنجد!
فردای نیامده را چه باک
قلبت،روحت،جسمت برای تو
قلبم،روحم برای تو
یک نگاه یک لبخند یک لحظه یک رویا
اگر بخواهی برای من
گفتی:نرو ، "من می مونم "می دونم اما انتها
اون که میره تویی و من شک میکنم به آدما
گفتی ازم نمی بُری، به یادمی تو هرکجا
ولی فریب کُهنتو باور ندارم بی وفا
بگو غریبه ای واسم ،سخته تحملت برام
بگو تا باورم بشه نبودی هیچ وقت هم صدام
هیچ وقت نخواستی بدونی تو قلب من چی میگذره
خرده نمیگیرم ولی همیشه گفتی میگذره
نخواستی باورم کنی ،خاطره هامو خط زدی
به اون همه صداقتم آخر تو پشت پا زدی
بعد تو من می مونم و کوچ همه چلچله ها
تو چادر سیاه شب پنهون می شم تو گریه ها
برو عزیز خواستنی دعای من پشت و پنات
عادت شده شکستنم،مهم نباشه این برات
هیچ رویایی نیست که این فرصت را نداشته باشد
تا به حقیقت بپیوندد.عزیزم ،تنها کمی اراده لازم است
و هر آنچه را بخواهیم می توانیم انجامش دهیم هیچ مانعی
سر راهمان نیست،میتوانیم ازمیان شب عبور کنیم وبه روشنایی
برسیم؛اگر باعشقمان راه را روشن کنیم واندکی اراده وکمی اعتماد
اگر عشق را باور کنی عشق میتواند کوههارا حرکت دهدازصمیم
قلب باورش کن و احساس کن؛آنرا از عمق وجودت حس کن
ژرفای اقیانوسها و بلندای کوهستانها نمی توانند ما را
متوقف کنند چرا که عشق در کنار ماست،مرا
باور کن ومن نیز تورا باور خواهم کرد.
سلن دیون
بوی نم خاکه و باز یاد تو مستم میکنه
تویی که باز نبودنت از همه خستم میکنه
بارون بی امونه و دلم بهوونه میگیره
تو این رگای خشکیده ،خونه که باز جون میگیره
حس میکنم وجودتو ،تو ذره ذره تنم
تو می چکی از آسمون،کویر منتظر منم
به حرمت خاطره ها بی تو قدم نمی زنم
یه روز قسم خورده بودم،عهدمونو نمی شکنم
گوشه ایوون میشینم بارون منو می پوشونه
دوسش دارم چون مثل تو وجودمو می سوزونه
انگار می خواد بباره و اشکامو همراش ببره
تا چشم من نخوابه و تو رو ز یادش نبره
داد میزنم به یادتم تو میشنوی من میدونم
از عمق سرد این صدا می فهمی که پریشونم
اما جواب این صدا نم نم پاک بارونه
منتظر تو وبهار همیشه قلبم می مونه
به انتظار تو دلم تا ته دنیا می مونه
همیشگی ترین واسم دنیا بی تو یه زندونه